ميرزا محمد حيدر دوغلات
173
تاريخ رشيدى ( فارسي )
همان دمگيرى « 1 » روح مطهر او به خطاير قدس پرواز نموده است در سلخ سنه تسع و ثلاثين و تسعمايه . 414 اين دو دفتر دويم از اين تاريخ با بسط « 2 » تمام مشروح است . « 3 » گفتار در فضايل حميده و خصايل گزيده سلطان سعيد خان سلطان سعيد خان پادشاهى بود ارجمند و سعادت يار ، دولتمند ، « 4 » برخوردار به انواع فضايل آراسته و به اخلاق حميده پيراسته . سن مباركش با چهل و هفت قريب بود كه به جوار رحمت حق تعالى پيوست . « 5 » در محاسن مباركش بياض آنقدر كه در سواد چشم درآيد نبود « 6 » و محاوره « 7 » در غايت صباحت داشت و تكلمى در نهايت فصاحت ، چه تركى و چه فارسى و چون به كسى التفات نمودى قبل از كلام متبسم شدى و هميشه شاد طبع و شكفته خاطر بود و كريم النفس و با مروت . از جمله مقصود على نامى در جنگى تيرى زده بود در كتف چپ خان ، چنان كه مدت دو سال عليل بود و مشرف بر هلاك شده بود . در آن ايام كه عليل بود ، همين مقصود على جمعى گرفتهاند ( 81 پ ) كه خان كينه خود را از وى بخواهد « 8 » . چون پيش خان آوردهاند او را نواخته ، با آنكه يك جامه بيش نداشته ، آن جامه را به وى داده و همصحبت خويش گردانيده كه « 9 » من دلگير بودم نيك آمدى و همچنان تا آخر عهد با وى ملتفت مىبوده « 10 » . اين و مثل اين امور از وى بسيار واقع شده ، اكثر آن در دفتر دويم مذكور شده « 11 » است و سخاوت او به « 12 » حد كمال بود . بنده مدت بيست و « 13 » چهار سال در ملازمتش بودهام و عطاياى او به حدى بود كه گاه بودى كه در سر كار بيوتات او هيچ نماندى چنان كه روزها شيلانخانه معطل بودى از حرم مأكول تناول فرمودى و على هذا القياس خرج عطاياى او به داخل ممالك متصرفهاش وفا نمىنمود . و در شجاعت نيز بين الاقران ممتاز بود چنان كه بنده يك بار در ملازمتش بودم كه « 14 » به ذات خود حمله آورد و شرح آن در دفتر دويم است و در تير انداختن ، بنده در الوس مغول و
--> ( 1 ) . نت : - رسيدند به همان دمگيرى . ( 2 ) . نت : - با بسط . ( 3 ) . نگ : + فصل شصت و هشتم . ( 4 ) . نت : + و . ( 5 ) . نگ : + و سلوك وى در زندگى بىمانند بود . ( 6 ) . نگ : - در محاسن مباركش . . . نبود . ( 7 ) . نت : و محسان وره . ( 8 ) . نت : نخواهد . ( 9 ) . نت : - كه . ( 10 ) . نت : بود . ( 11 ) . نت : - شده . ( 12 ) . نت : - به . ( 13 ) . نت : - و . ( 14 ) . نت : كه بودم .